دوستای خوب و همراه همیشگیم
لوگوی " وبلاگ برتر " سمت راست پایین قرار داره .
اگر قابل دونستین بهم امتیاز بدین
ممنونم
دلم برای سرما , بادهای سردوخشک وبی رحم زمستون تنگ شده .
دلم برای برف سپید وپاک تنگ شده
آخ که چه لذتی داره وقتی یه دشت سفید با یه خورشید ناتوان در مقابلت می بینی
که تنها تو را می خواند
گوش کن شاید تو هم بشنوی , مرا می خواند .
پایم را با احتیاط روی تنش می گذارم , می دانم ناراحت نمی شود. همین که می خواهم
قدم بعدی را بردارم برف زیر پایم جا خالی می دهد .
نگاهش می کنم و می گویم : تو هم ؟
اما صدایی از درونم می گوید : تو که عادت کردی پس بیهوده گلایه نکن .
می گویم اما تا به حال هیچ وقت زمین به اعتمادم خیانت نکرده بود .
همیشه محکم واستوار سنگینی قدم هایم را بر وجودش تحمل می کرد .
که باز صدا را شنیدم : هر چیزی آغازی دارد.
به وسط دشت رسیدم , جایی که جز برف نیست .
به خورشید نگاه می کنم اما از سر دلسوزی
آخه قدیما برای لجبازی نگاهش می کردم , چشمام رومستقیم به صورت سفیدش
می دوختم تا بداند
که من ازشرم نگاهش دستم را جلوی صورتم نمی گیرم ویاعینک تیره برچشم نمی زنم .
اما این بار دلم برایش می سوزد , بیهوده تلاش می کند تا برف را از زمین بگیرد .
پایم را بلند می کنم تا آرام وبدون جا پای اضافی تنم را به برف بسپارم .
وقتی تنم برف را حس می کند آرام می شوم .
فقط می خواهم با هر نفس باری از دوش دلم بردارم , بیچاره خیلی وقت است
که کمرش زیر
بارهای نو وکهنه , کوچک و بزرگ خم شده .
می دونم که به یکی دو نفس راحت قانع است .
گویا مهمان دارم , میدانم که جز خواب کسی نیست .
فقط آرزو می کنم تنها باشد وتحفه ای همچون " رویا " به همراه نداشته باشد .
سنگینی قدم های مهمانم را بر چشمانم حس می کنم .
حالا معنای زندگی را درک می کنم .
خدایا به آنچه می خواستم رسیدم .
گل سنگم گل سنگم
چی بگم از دل تنگم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
به حرفم گوش کن یا رب
به دردم گوش کن یا رب
اگر بیهوده می گویم مرا خاموش کن یا رب
زندگی می گن برای زنده هاس
ای پادشه خوبان
داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقتست که باز آیی
تو که نیستی از خودم بی خبرم
کی بیادو کی بشه همسفرم
سر رامو گرفتی چه بد کردی زمونه
غرورم رو شکستی چه بی رحمی زمونه
وقتی می آی صدای پات از همه جاده ها می آد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میآد
عزیز ترین سوغاتیه غبار پیراهن تو
عمر دوباره منه دیدنو بوییدن تو
نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره منی تو رو واسه نفس می خوام
قلبم گرفت ای نازنین نفس دیگه نفس نیست
عروسک جون فدات شم
تو هم قلبت شکسته
یکی را دوست می دارم
ولی افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند
وقتی که من عاشق می شم
دنیا برام رنگ دیگس
مثل مردن می مونه از همه کس دل بریدن
حتی بدتر ز مردن عزیزا رو ندیدن
ندیدن دل بریدن
* پی نوشت :
ـــ امروز بیستمین سالگرد فوت " هایده " این صدای جاودانه است .
شماها رو نمی دونم ولی من با صداش زندگی کردم خندیدم گریه کردم
و . . . عاشق شدم
از چند تا آهنگاش که یادم بود یکی دو خطی نوشتم
هر چند که هر آهنگش یه دنیا خاطره داره برام اما نشد همشون رو بنویسم
یادش گرامی
ودستهاشون به هم گره خورده بود
و سکوت
.
.
تا اینکه پرسید :
من آدم خودخواهیم ؟
گفت : چه طور؟
گفت : چون می خوام کسی رو که دوسش دارم تا آخر عمر با هام باشه. مال خودم باشه
گفت : نه
این حقته
گفت : پس باش
گفت : هستم , چه ضمانتی بدم که هستم ؟
نمی دونست
ولی به حرفاش اعتماد داشت . قبول کرد که می مونه
و موند
گفت : می ترسم به نبودن هم عادت کنیم ؟
گفت : محاله .
هیچ وقت نبودنت برام عادی نیست
راست می گفت
ولی می دونی آخرش چی شد؟
نموند
یعنی موند
ولی توی خاطر
توی یاد
امان از سرنوشت
.
.
.
* پی نوشت :
ـــ چند روزیه دلم گرفته
ـــ امروز آسمون هم گرفته
خوب من
می خوامت
آرزومه بیام تو خوابت
عزیزم
بخندی
بشم محو صورت ماهت
دوست دارم بمیرم
اما اون اشکاتو نبینم
بردی تو دیگه فلب من
می خوام اون دستاتو بگیرم
عشق من
با تو شادم آخه نمی ری تو از یادم
روزی که تو رو دیدم
دلم رو به دل تو دادم
حالا من می دونم بی تو یه لحظه نمی تونم
تا دنیا باشه پا بر جا به پای عشقت می مونم
برای داشتن تو حتی واسه ی یه لحظه
جونم و زندگیمو بدم بازم می ارزه
دلم می لرزه
عشق من باش
جون من باش
نزاری یه روز این دل رو تنهاش
ای دیوونه دوست دارم
نمی تونه از تو چشم بردارم
عشق من باش
عشق من باش

* پی نوشت :
ـــ تقدیم به همه ی عشاق.
ـــ آهنگ شب دومین سالگرد ازدواجم بود همراه با چرخ زدن توی خیابون های خیس با
یه دسته گل رز .
گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست
سلام
باز آمدم . بعد از ۹ ماه تمام.
یکی دو روز بعد از آخرین آپم کامپیوترم تقریبا منفجر شد.
چند وقتی بی خیال شدم تا هم شما یه نفس راحت بکشین. هم خودم بتونم بفهمم
دورو برم چه خبره.
احساس می کردم خط خطی هام خیلی خط خطی و تکراری شدن.
می خواستم بهتر باشن .
برای همین چند وقتی بی خبر رفتم.
حالام برگشتم.
اما خداییش دلم برای نوشته هاتون یه ذره شده بود.
ادعا نمی کنم حالا می خوام آنچنانی بنویسم.اما سعی می کنم خیلی اذیتتون نکنم.
شما یه قولی بهم بدین , قول بدین مثل قدیم بهم سر بزنین و برام بنویسین
منتظرتونم.
و تمامت را می گیرد
جز فکر کاشتن بوسه ای بر لب
و به دست آوردن دلی که دلت را تسخیر کرده
چیزی در خودت نمی بینی ،
حسرت نوازش چهره ای که بر تو لبخند می زند
تو را به مرز دیوانگی می کشاند
وقتی سر انگشتانت حرف می زنند
و لب ها غرق در بوسه های مکرراند
یک آن شک می کنی
که شاید این عشق باشد
شاید . . . . .
محو این همه جنب و جوش بود . با خودش گفت : چه خبر شده ؟ تا حالا آدم ها رو این قدر فعال ندیده بودم !!
دلش می خواست بدونه چه خبره ؟
رو کرد به ستاره و پرسید : . . . تو می دونی چرا امشب زمین نورانیه و آدم ها دارند جنب و جوش می کنند ؟
تا حالا ندیدم که زمین اینقدر نور داشته باشه . . . به نظر نمی آد این نور فقط از چراغ هایی باشه که روشنه .
احساس می کنم از قلب هر آدم یه نور بلند می شه . . . امشب انگار دیگه هیچ کس به من نگاه نمی کنه !
ستاره لبخندی زدو به ماه گفت : . . . امشب همه عاشق های دنیا عشق خودشون رو بروز می دهند .
امشب همه آدمهایی که عاشقند با یک شاخه گل سرخ . . . سراغ معشوقه می رن و اونو خوش حال می کنن .
آره ! شاید امشب اون ها به تو نگاه نکنن . . . چون همشون عاشقن .
اما. . . .
اما تو هم عاشق داری که سالهاست داره هر شب نگاهت می کنه. هر شب برای اون نورانی ترین شبه و قلبش ماله تو . . .
نگاه کن . . . می تونی ببینیش ؟ نزدیکته و . . .
ستاره ساکت شد . . . تو چشماش اشک بود .
ماه که کاملا محو حرکت مردم بود از سکوت ستاره به خودش اومد .
برگشت و چشمای خیس ستاره رو دید. . .آره! هیچ وقت ندیده بود ستاره عاشقانه هر شب نگاهش میکنه .
و با این که دوره , اما با تمام تلاش نور قلبش رو بیرون می ده .

آره ! امشب ماه هم نورش با شب های دیگه فرق داشت .
اون هم دیگه عاشق بود و این بار نور رو از قلبش بیرون می داد . . . .
* پی نوشت :
ــ من خودم یه ماه دارم ![]()
ــ " ۲۹ بهمن " روز " سپندار مذگان " , روز عشاق ایرانی مبارک .


